بدون شوق و حرارت هیچ کار بزرگی انجام نگرفته است. سخنرانی که گفتارش فاقد شوق و حرارت باشد از علم خود نمیتواند درست استفاده کند. سخن موثر و پر جاذبه گفتاری است که از دل بر می آید و لاجرم بر دلها می نشیند. این یک حقیقت بسیار مهمی است که باید آن را به یاد داشته باشید هر موقع که صحبت میکنید،
عکس العمل آن در شنوندگان ظاهر میشود. سخنران نبض شنوندگان خود را در دست دارد. اگر با سستی و بی حالی سخن بگویید آنها هم با سستی و بی حالی به سخنان شما گوش خواهند کرد. اگر خود را بگیرید آنها هم خودشان را خواهند گرفت، اگر با شور و شوق زیاد سخن نگویید آنها برای شنیدن علاقه زیادی نشان نخواهند داد. ولی اگر خیلی جدی باشید و آنچه که میگویید لبریز از احساس و نیرو باشد آنها هم تحت تاثیر قرار میگیرند. اگر در سخنرانی یک سخنور شور و شوق وجود داشته باشد کلام او مانند بخار به اطراف نفوذ کرده و گسترده میشود. ممکن است عیب زیاد داشته باشد ولی کمتر شکست میخورد. در صورتی که سخنان شما در برگیرنده
هیجانات صمیمی شما باشد، شنوندگان از دیگر عیب های شما چشم پوشی میکنند. عمل و احساسات با هم توام اند و با تنظیم اعمال خود میتوانید به طور غیر مستقیم احساسات را کنترل کنید. با شوق و علاقه عمل کنید تا اینکه احساس کنید که جدی و پرشور و با حرارت هستید، برای ایستادن به میز تکیه ندهید راست بایستید و تن خود را نجنبانید و مانند یک اسب خسته سنگینی خود را از روی یک پا به پای دیگر انتقال ندهید. از حرکات عصبی که نشانه عدم وجود آرام و تسلط بر نفس هست خودداری کنید. جسم خود را کنترل کنید زیرا این عمل نشانه قدرت اراده و کنترل شما بر خود می باشد.

مستقیم و محکم بایستید و به چشم مخاطبان خود نگاه کنید. به آنان طوری نگاه کنید که از نگاهتان درک کنند مطالب مهمی برای گفتن به آنها دارید. با اعتماد به نفس و جراتی که معلم در برابر دانش آموزان دارد به آنها نگاه کنید، زیرا شما معلم هستید و آنها به آنجا آمده اند که به سخنان شما گوش بدهند و یاد بگیرند، پس با اطمینان و
انرژی صحبت کنید. اگر شما جدی عمل کنید موجب میشود که جدی هم احساس کنید. گفته شکسپیر را که میگوید: «اگر فضیلتی را ندارید، وانمود کنید که دارید» را ملکه ذهن خود کنید.

ویژگیهای سخنران

ویژگیهای طبیعی یک سخنرانی در چند بخش معرفی میشود. رعایت و یادگیری این نکات از طریق تمرین پیوسته عملی و قابل دست یافتن است:

۱_ کلمات مهم را با تاکید و دیگر کلمات را بدون تاکید بیان کنید. در زمان گفتگو روی یک یا دو هجای کلمه تاکید میشود و محکم ادا میشود و سایر قسمتهای کلمه به سرعت عبور میشود. مثل تهران که تاکید بیشتر بر «ران» است. در مورد یک جمله هم گاهی همین کار صورت میگیرد به طوری که دو کلمه مهم مانند یک برج بلند از میان جمله پیدا میشود و بیشتر جلب توجه میکند.

۲_ لحن صدا را تغییر دهید. لحن صدا در هنگام صحبت مرتب بالا و پایین میشود و هرگز به یک حال باقی نمیماند بلکه مثل یک دریای پر موج در حال تلاطم است. چرا چنین میشود؟ هیچ کسی از علت آن خبر ندارد و نمی خواهد هم باخبر شود. تاثیری که این شیوه صحبت کردن در طرف مقابل می گذارد دل انگیز است و این راهی است که طبیعت هنگام حرف زدن به ما نشان میدهد. هرگز نیازی به یادگیری آن ندارید. این روش حرف زدن را از کودکی بدون تلاش کردن می آموزید. ولی اگر از شما بخواهند جلو جمعیتی از جا برخیزید و سخنرانی کنید بسیار احتمال دارد، صدا شما گرفته بیروح و خسته کننده باشد مثل صحرای خشک کویر.

هر گاه احساس کردید لحن صحبت شما کسل کننده و یکنواخت شده لحظه ای درنگ نمایید و به خود بگویید: «من دارم شبیه یک مجسمه چوبی سخن میگویم. باید مانند یک انسان طبیعی زنده و پر شور با مردمی که جلو من اجتماع کرده اند، حرف بزنم با حالتی عادی».

۳_ سرعت ادای کلمات را تغییر دهید. هنگامی که کودکی حرف میزند و یا خود شما در گفتگوهای عادی روزانه خود مرتب سرعت بیان کلمات را تغییر میدهید. این شیوه صحبت کردن خوشایند و طبیعی است. این شیوه ی صحبت به طور ناخودآگاه انجام میگیرد و میتوانید حرفهایتان را محکم و با تاکید ادا کنید، در واقع این راه برای نمود پیدا کردن یک عقیده بهترین راه ممکن است.

۴_ قبل و بعد از گفتن هر مطلب مهمی مکث کنید. موقعی که به نکته مهمی میرسید و میخواهید آن را در ذهن شنوندگان جای دهید، سرتان را مقداری به جلو خم کنید و مستقیماً به چشمان مخاطبان خود نگاه کنید و سکوت کنید. این سکوت ناگهانی به همان اندازه سر و صدای ناگهانی تاثیر دارد. یعنی حواس همه را به خود جلب میکند
و همه را آماده میکند تا به حرفهای بعدی او گوش دهند. برای اینکه در کجاها باید مکث کرد نمیتوان قانون ثابت و بدون تغییر وضع کرد. زیرا این موضوع بستگی به معنی و مفهوم کلام و احساسات سخنرانی دارد. ممکن است شما امروز در حین سخنرانی در جاهای معین مکث کنید و فردا همان سخنان را بگویید و متناسب با آن و اقتضای موقعیت در جاهای دیگر مکث کنید.

تاثیر مکث کوتاه در گیرایی کلام

مطلب زیر را ابتدا بدون این که مکث کنید بخوانید آنگاه مجدداً با مکث در جاهایی که مشخص کرده اید بخوانید و تاثیر این مکث ها را بررسی کنید:

فروختن کالا نوعی مبارزه است (مکث کنید و اجازه دهید موضوع نبرد خوب در ذهن شنونده نفوذ کند) تنها افرادی که قادر به مبارزه هستند ممکن است در این نبرد پیروز شوند (مکث کنید و بگذارید تا شنونده مفهوم را درک کند) ما ممکن است این شرایط را نپسندیم اما ما این شرایط را بوجود نیاورده ایم و نمیتوانیم تغییرش دهیم. (مکث) هنگامی که وارد بازی خرید و فروش می شوید شجاعتتان را همراه خود ببرید (مکث) اگر چنین نکنید (مکث کنید و شنونده را برای یک ثانیه بیشتر حال انتظار نگه دارید).

هر بار که ضربه خود را میزنید توپ شما به اوت میرود و هیچ چیز بدست نخواهید آورد (مکث) توپ زنی که میترسد هرگز ضربه محکم به توپ نخواهد زد. (مکث کنید و بگذارید این نکته جذب شود) این مطلب را به خاطر داشته باشید (باز مکث کنید تا نکته فوق بیشتر جذب گردد) جایزه را کسی خواهد برد که با اراده قوی ضربه را به توپ وارد کند تا توپ را به آن طرف نرده ها بیندازد.

احتمال دارد یک سخنران از روشهایی که در این درس قرار داده شده پیروی کند و با این حال صدها عیب داشته باشد. او ممکن است در جمع همچنان که در صحبتهای معمولی حرف میزند با لحن عامیانه و اشتباهات دستوری صحبت کند و حرکات و رفتارش ناخوشایند باشد. روش طبیعی صحبت کردن روزانه احتیاج به اصلاحات متعدد دارد.
شما باید به روش طبیعی حرف زدن خود صیقل بزنید و با این روش بهبود یافته پشت تریبون سخنرانی قرار بگیرید.

image_pdfدانلود فایل pdf این مقاله
کلیدواژه ها :

این خبر را به اشتراک بگذارید :